فروش ویژه آنتی ویروس نود 32 اورجینال نسخه اصلی با قیمت کاملا استثنایی



امان از بی سوادی !!!

تا وقتی با یک آدم بی سواد برخورد نداشته باشید متوجه نمی شوید بی سوادی چقدر آزار دهنده و بد است !!! چرا که انسان بی سواد نه تنها به خودش ضرر می رساند بلکه اطرافیانش را هم دچار دردسر میکند . بطور مثال داریم مشتریانی که بی سواد هستند و باید یک مطلب را صدبار به آنها بگوییم تا متوجه شوند،  اما ای کاش فقط صدبار بود!!! گاهی این افراد آنقدر برای شما دردسرآفرین هستند که اصلا نیامدنشان بهتر از آمدنشان است چه برسد به توضیح دادن در مورد نوع کارشان !!!

book savad

البته در این مطلب منظورم از سواد صرفاً تحصیلات آکادمیک نیست چرا که هستند افرادی که تحصیلات دانشگاهی ندارند ولی ذاتا با سواد،  با دانش ، با تجربه و میدان دیده  هستند و روی سخنم در این مطلب صرفاً با افرادی است که چه تحصیلکرده و چه تحصیل نکرده فاقد سواد و دانش کافی در هر زمینه ای از تحصیلی گرفته تا آداب و معاشرت اجتماعی هستند . شاید برای افرادی که با این قشر آدمها سروکاری ندارند مطلب ما قدری عجیب باشد اما دوستان و همکاران کافی نت دار من که تجربه برخورد با چنین اشخاصی را بخصوص در هنگام ثبت نام های عمومی مانند یارانه و یا سهام عدالت داشته اند منظور من از بی سواد را خوب میفهمند چون حتما بارها و بارها گیر چنین افرادی افتاده اند و ذهن و مغزشان برای دقایقی درگیر آزارها و اذیت های این دوستان شده است .

نوجوان که بودم یک تابلوی بزرگ در یکی از اتاق های خانه مان بود که آیه ۹ سوره زمر روی آن نوشته شده بود با این مضمون : هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ و با این معنی تحت اللفظی بدون تفسیر دقیق که آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند با هم برابرند ؟؟؟ و این مسئله دانستن و ندانستن همیشه برای من سوال بوده و هست که چرا عده ای میدانند و چرا عده ای نمیدانند ؟ و چرا اصولا عده ای باید ندانند و چرا اصلا عده ای نمیخواهند بدانند و یا برخی هستند که حتی نمیدانند که نمی دانند . یاد شعر معروف امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طغرایی ملقب به « ابن یمین » افتادم که با همین مضمون شعری سروده است بدین صورت و حال :

bedanad-ke-bedanadابن یمین آدمها را به چهار دسته تقسیم کرده و در بیت اول اشاره میکند که آنکس که میداند و خودش هم بر دانش و دانستن خود واقف است از جمله انسانهایی نیک روزگار است . اما خطاب بیت دوم اشاره به افرادی است که نمیدانند اما بر جهالت خود واقف اند و همینکه خودشان میدانند در کجای کار هستند میتوانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند . بیت سوم اما اشاره دارد به انسانهایی که میدانند ولی خوشان را دست کم میگیرند و یا به هر دلیلی به دانستن خودشان واقف نیستند که بقول ابن یمین باید این دسته را از خواب بیدار کرد تا بر اوضاع و احوال خویش مسلط شوند . و اما دسته چهارم که همین موضوع سخن ماست یعنی انسانهایی که نمیدانند و حتی خودشان هم نمیدانند که نادان هستند . ابن یمین در تفسیر این دسته افراد اشاره میکند که این آدمها تا روز ابد گرفتار جهل و تاریکی و نادانی خود هستند و گویا برون رفتی هم از آن نخواهند داشت …

روزگار ما نیز از این دست آدمهای نادان و بی سواد کم ندارد و روزی نیست که ما با چنین افرادی مواجه نشویم و روزمان خراب نشود . انسانهایی که اصلا بعضی هایشان یک سور به چهارپایان زده اند و در ادب و شعور و شخصیت و رفتار و گفتار از حیوانات نیز کمتر هستند . قدیمی ها درست  گفته اند که حیوانات محبت را میفهمند و اگر به آنها محبت کنید پاسخ آن را میدهند اما برخی انسانها اگر دستت را عسل هم کنی و در دهانشان بگذاری بازهم آن را گاز میگیرند واین بیشتر بخاطر نادانی و ندانستن افراد است و نه چیز دیگر …

برخی مواقع ما هم از دست این افراد کلافه می شویم و اعصابمان خراب می شود چرا که وقتی بخواهی یک مطلب ساده را که حتی به کار وکسب شما ربطی ندارد به یک مشتری از این قماش صدبار توضیح بدهی واقعا کلافه کننده می شود !!! بطور مثال مشتری وارد می شود و میگوید میخواهم یارانه ام را جدا سازی کنم ؟ به او میگویم باید به پلیس ۱۰+ مراجعه کنید . انسان عاقل و دانا و با سواد در این مواقع از شما تشکر میکند و می رود اما امان از دست این آدمهای بی سواد و نادان !!! میپرسد حالا نمیشه شما یک کاریش بکنی ؟؟؟ میگویم نه عزیزم کار ما نیست باید به پلیس ۱۰+ مراجعه کنید .

دوباره می پرسد : یعنی کافی نت ها انجام نمی دهند ؟ میگویم خیر ، عرض کردم که کار ما نیست . دوباره می پرسد : پس چرا قبلا انجام میدادید ؟ به او میگویم قبلا اعلام عمومی بود و یک زمان یک ماهه برای انجام این کار که الان تمام شده و دیگر این کار را کافی نت ها نمیتوانند انجام بدهند و دست پلیس ۱۰+ است .

باز میپرسد : خوب اگر راه داره برای ما انجامش بده ؟؟؟ و من دوباره میگویم عزیزم باید برید پلس +۱۰ و او دوباره به دروغ میگوید : پس چرا کافی نتهای دیگر انجام میدهند ؟

کم کم صبرمان سر می آید ولی باز هم ترشرویی نمیکنیم و جالب است که مشتریانی که در مغازه ایستاده اند از ما شاکی ترند که بابا این مشتری زبان نفهم را بنداز بیرون و چقدر حوصله داری که به سوالهای صدمن یک غاز این بابا جواب میدی ؟؟؟ اما باز هم با خوشرویی به او میگویم عزیزم شما باید بروید پلیس +۱۰ … او ساکت می شود  و چند دقیقه می ایستد و دوباره سوالهای تکراری اش را شروع میکند و این ماجرا تقریبا هفته ای سه چهار بار در موارد مختلف برای ما رخ میدهد که واقعا صبر ایوب میخواهد و عصای موسی (عصای موسی برای اینکه تبدیل به اژدها بشی و این آدم نادان رو ذوب کنی از بس روی مخه )

یا مثلا مشتری های مسن زیادی داریم که انسانهای با شخصیت و فرهیخته ای هستند اما هستند افراد مسنی که زبان حالیشان نمی شود . پیرمردی وارد می شود و میگوید فیش حقوقی بده !!! بازنشسته تامین اجتماعی است و از او شماره بیمه و شماره مستمری و شماره سریال شناسنامه اش را میپرسم تا برایش فیش بگیرم اما میگوید اینا رو برای چی میخوای ؟ بهش توضیح میدم که برای گرفتن فیش اینها رو میخواد اما او زیر بار نمی رود و میگوید من هرجا میرم بدون اینا برای من فیش میگیرند !!!!!! میگویم پدر جان مگر می شود بدون این کدها برای کسی فیش گرفت و او میگوید خوب شما بلد نیستی !!! خونسردی خودم را حفظ میکنم و میگویم باشه شما درست میگی و من بلد نیستم و او میگوید بلد نیستی چرا مغازه باز کردی مگر مردم مسخره شما هستند !!! جوش می آورم … از طرفی مسن است و نمی شود با او مجادله کرد از طرفی نادان است و پر از حماقت هایی که از دوران جاهلیت جوانی اش هنوز با او همراه است . شروع میکند به توهین کردن و بد بیراه گفتن و من هاج و واج می مانم و آنوقت است که میفهمم سواد یعنی چه !!!!

خلاصه اینکه روزی نیست که از این دست مشکلات نداشته باشیم و با این معضل بی سوادی درگیر نباشیم و این مسئله هم بی نهایت آزار دهنده است . فرصت کوتاه است اما قول میدهم در یک فرصت مناسب مطالب بیشتر و خاطرات جالب تری در این مورد بیان کنم اما تا آن روز بیایید دعا کنیم که خداوند همه ما را از بی سوادی دور کند و شرایطی فراهم شود که همه انسانها به سطح کافی شعور و سواد برسند .

.

.

telegrambanner

مدیر سایت

مدیر سایت

کافی نت ولیعصر کرج با بیش از ۱۰ سال سابقه و ۲۰ سال تجربه در زمینه کامپیوتر و اینترنت

More Posts

۶ دیدگاه برای این نوشته

  1. میلاد شعبانی گفت:

    با سلام
    فکر میکردم فقط شهرهای کوچک اینجوری هستش
    ممنون از مطالب زیبایتان

    • مدیر سایت مدیر سایت گفت:

      سلام . میلاد جان شهرهای بزرگ و کوچک از آدمهای بزرگ و کوچک تشکیل شدند و صدالبته مشکل از شهر یا روستا و کوچکی و بزرگی نیست .. همش بخاطر فرهنگ و شعور و شخصیت و سواد افراده …
      مرسی از نظر شما

  2. با سلام خدمت شما
    واقعا ممنون از سایت خوبت
    منم تقریبا از سال ۸۴ کافی نت دارم البته نه همیشه سه سال وقفه بینش بوده و تو سه شهر مختلف
    تمام این مشکلات شما رو درک میکنم و امروز که با سایتت اشنا شدم کل مطالب درد دل هاتو خوندم واقعا تمام حرفهای ما رو میزنی
    سایتت کامل و تمام مشکلات صنفی وغیر صنفی رو میگی
    داشتن صبر ایوب و عصای عیسی مشکل نیست مردم یک سریشون واقعا نمیخوان بفهمن و خودشون رو به خریت زدن
    خیلی از مواقع درخواست های بیر بط و …. دارن
    خدا بهت صبر بده من که دیگه کم آوردم

  3. سلام
    من بعد از ۷ سال کافی نت داری، تصمیم به تعطیلی گرفتم.
    چون دیگه مثل سابق اعصاب سر و کله زدن با این جماعت………. رو ندارم.
    و از طرفی، دیگه کافی نت جوابگوی گذران زندگی نیست.

    خیلی حرفا دارم.خیلی گله ها دارم.خیلی چیزها دیدم.
    خیلی حرفا شنیدم.
    ولی دیگه بسمه.

    باید رفت……

    • مدیر سایت مدیر سایت گفت:

      واقعا سر وکله زدن با بعضی مشتریان اعصاب فولادین میخواد .. من خودم اگر تابحال تو این کار موندم بخاطر عشقی هست که به کارم دارم …

فرستادن دیدگاه